احمد مجد الاسلام كرمانى

165

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

كمال توهين را وارد آوردند ، چنان كه خود بنده در آن تاريخ در اصفهان بودم و وضع آخوندها از زمان صفويه به اين طرف هميشه اينطور بوده كه علماى محترم شهر در تمام امور آزادانه و قلدرانه مداخله نمايند ، حاكم هم هركس باشد مجبور از اطاعت است ، تجار هم قوه اجرائيه علما هستند و در هر امر سختى حكومت با آن همه فراش و قزاق و سرباز از عهده برنيايد ، به حكم يك نفر مجتهد ده نفر طلبه با نهايت سهولت آن امر را فيصل ميدهند و گويا در جلد اول نوشته‌ايم كه آقايان اصفهان از اموال و متروكات ثلث ميگيرند و امام جمعه از تمام اموات محلات حق هشت يك گرفتن دارد حتى از بلوكات هم ميگيرد و ساير آقايان هركدام در قلم‌رو رياست خود اين حق را دارند ولى در زمان صدارت امين الدوله حكومت اصفهان يا برحسب ميل باطنى امين الدوله و يا واقعا مطابق تعليمات جلو آقايان را به كلى بست و براى تنبيه آنها چند نفر از طلاب متشخص را نفى بلد نمود از جمله در باره خود بنده كه در آن تاريخ « خواجه تاشان » و رئيس طلاب مدرسه صدر بودم حكم اخراجم از اصفهان صادر شد ولى بنده شيخ العراقين مرحوم را بشفاعت برانگيختم و به شرط سپردن تعهد كه ابدا بكارى مداخله ننمايم و فقط به تحصيل بپردازم از جمله اخراجيها خارج شدم ، حاصل آنكه تمام اهل علم ايران دشمن امين الدوله بودند ، گذشته از اين جهت كه ذكر كردم جهتى ديگر هم براى عداوت آقايان علما با امين الدوله پيدا شد كه كافه علما و طلاب بر ضد او برخواستند و آن اين است كه : مدارس جديد و مدرسه رشديه امين الدوله كه مردى دانشمند بود ميدانست كه ترقى مملكت بدون توسعه معارف امرى محال است ، پس اولين اقدام او در توسعه معارف بود و شروع كرد بتأسيس مكاتب و مدارس باسلوب جديد و خودش